
از درد خود هر شب سرخوشم من
در راه عشق ولگردم ، سرنوشت ام چنين است
فلك ،بهار من را به زمستان تبديل كرد
با طوفان ها برخورد كردم اما هم چنان عاشق هستم
نمي دانستم مشروب چيه ؟
ولی حالا يك عياش شده ام
با سرنوشت و اضطراب اش من
دیگر دوست شده ام
دردم را به هيچ كس نمي توانم بگويم
چنين است پيشاني نوشته ام ، نمي توانم پاكش كنم
به من سرخوش مي گويند ، بگذار بگويند
چرا مشروب می نوشیدم ؟ خودم هم نمي دانم
merry christmas
نوشته شده توسط آیدین(مظفر) در جمعه یازدهم دی 1388 ساعت 2:23 AM موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

همچنان می تازیم
فهرست اصلی
دوستان
فريق تاجگردون(ایران)
محسن فاتحی(بنگلور)
ترانه علیدوستی(ایران)
هدیه ترقی(سیاتل.usa)
احمد مشکلاتی(استرالیا)
احسان جوانمرد(فعلا ایران)
محبوبه(ایران)
نوشته های پیشین
POWERED BY